سلامی به گرمای عشق وبه بیداد گری عاشق.اینم یک غزل پرمعنا" ازگذرگاه گل تا دل"تقدیم به تمام کسانی که
مفهومش را درک میکنند...
گفتم به خود که شاید*باساز ما برقصی
دیدم که خودبه دستت*چنگ و رباب داری...

گفتم خدابزرگ است*شاید روم ره صلح
دیدم که نه*به چهره*رنگ عتاب داری...

رفتم خطامن این بار*یک ثانیه نه بسیار
من را ببین که گفتم*فکر ثواب داری...

گرخسروی*بدان تو*من کم نئم زشهرزاد
حتی اگر هزاران*شیرین ماب داری...

مهرت به دل*بمانده*درگوشه ای امانت
این حرف ما*بگو حال*آیا جواب داری؟

خواهی برو ولی خوب*این را شنوزدریا
بی من*درآن کف دست*تنها حباب داری...


هستم


نوشته شده:توسط ناصر